انریکه نامزد دریافت بهترین خواننده ی solo, اعتیاد اورترین اهنگ (Do You Know),وبهترین البوم سال (Insomniac
موضوع: انريكو | لينک مستقيم | نويسنده: میلاد آقاجانی | نظرات 2
ترجمه اهنگ tired of being sorry
Tired Of Being Sorry I don’t know why
نمیدونم چرا
You want to follow me tonight
تو امشب دنبال من راه افتادی
When in the rest of the world
تا پایان جهان
With you whom I’ve crossed and I’ve quarreled
من که با تو بدرفتاری و بدخلقی کردم
Let’s me down so
پس بذار مایوس بمانم
For a thousand reasons that I know
برای هزاران دلیل که من میدونم
To share forever the unrest
تا برای همیشه اشفتگی را با هم تقسیم کنیم With all the demons I possess با تمام پلیدی هایی که من صاحب هستم
Beneath the silver moon
زیر ماه نقرهای
Maybe you were right
شاید حق با تو بود
But baby I was lonely
اما عزیزم من تنها بودم
I don’t want to fight
من نمیخوام بجنگم
I’m tired of being sorry
من از معذرت خواهی خسته شدم
Chandler and Van Nuys
Chandler (
نام منطقه ای در اریزونا) و Van Nuys (نام منطقه ای در کالیفرنیا)
With all the vampires and their brides
با تمام خون اشام ها و عروسهایشان
(اشره به معتادین و فاحشه ها)
We’re all bloodless and blind
ما همه مرده و کور هستیم
(اشاره به نداشتن زندگی واقعی)
And longing for a life
و اشتیاق برای یک زندگی
Beyond the silver moon
انسوی ماه نقره ای
Maybe you were right
شاید حق با تو باشه
But baby I was lonely
اما عزیزم من تنها بود
I don’t want to fight
من نمیخوام بجنگم
I’m tired of being sorry
من از معذرت خواهی خسته شدم
I’m standing in the street
من در خیابان ایستاده ام Crying out for you برای تو میگریم
No one sees me
کسی منو نمیبینه
But the silver moon
به جز ماه نقره ای
So far away - so outer space
خیلی دور با یک فاصله ی خیلی طولانی
I’ve trashed myself - I’ve lost my way
من خودم رو تباه کردم
-من راهم رو گم کردم
I’ve got to get to you got to get to you Maybe you were right
من باید به تو برسم باید به تو برسم
شاید حق با تو بود
But baby I was lonely
اما عزیزم من تنها بودم
I don’t want to fight
من نمیخوام بجنگم
I’m tired of being sorry
من از معذرت خواهی خسته شدم
I’m standing in the street
من در خیابان ایستاده ام Crying out for you برای تو میگریم
No one sees me
کسی منو نمیبینه
But the silver moon
به جز ماه نقره ای
موضوع: انريكو | لينک مستقيم | نويسنده: میلاد آقاجانی |(نظر بدهید.)
"Miss You"
Miss you, Tonight I feel so cold and lonely,
And baby you're so far away,
The space between us keeps on growing,
How I wish that you could hear me when i say,
No, no, no, no, no, no, no,
Wish you could hear me say,
No, no, no, no, no, no, no
Oh I miss you, Oh I miss you,
oh, baby since you walked away,
Oh I miss you, Oh I miss you,
I miss you more and more each day
Now tell me do you think about me,
Cause i think about you all the time,
A million miles just stand between us,
but I don't wanna stop until you're mine,
No, no, no, no, no, no, no,
Wish you could hear me say,
No, no, no, no, no, no, no
Oh I miss you, Oh I miss you,
oh, baby since you walked away,
Oh I miss you, Oh I miss you,
I miss you more and more each day
Dale mamacita que la vida tiene ritmo,
Dale mamacita que la vida tiene ritmo,
Dale mamacita que la vida tiene ritmo,
Dale mamacita que la vida tiene ritmo
No, no, no, no, no, no, no,
Wish you could hear me say,
No, no, no, no, no, no, no
Oh I miss you, Oh I miss you,
oh, baby since you walked away,
Oh I miss you, Oh I miss you,
I miss you more and more each day
Oh I miss you, Oh I miss you,
oh, baby since you walked away,
Oh I miss you, Oh I miss you,
I miss you more and more each day,
I miss you more and more each day,
I miss you more and more each day,
I miss you more and more each day
موضوع: انريكو | لينک مستقيم | نويسنده: میلاد آقاجانی |(نظر بدهید.)
نام کامل (انریکو میگوئل ایگلسیاس پریسلر) انریکو کوچکترین پسر خولیو ایگلسیاس، معروف ترین خواننده ی اسپانیایی است که البته پدرش اذعان داشته که دوست داشته پسرش هر کار دیگری را پیش می گرفته تا خوانندگی اگر چه انریکو پسر خولیوی معروف بود اما از همان آغاز رابطه چندان صمیمانه ای با پدرش نداشته زیرا او بیشتر وقتش را در خارج از منزل بوده و همچنین انریکو از اینکه مادرش تنها زن زندگی پدرش نیست ناراحت بود و این شیوه را نمی پسندیده انریکو در هشت می سال هزار و نهصد و هفتاد و پنج در مادرید اسپانیا به دنیا آمد مادرش که روزنامه نگاری به نام ایزابل پریسلر آرتسریا بوده که 8 سال پس از تولد انریکو از پدرش جدا شده انریکو در یکی از مصاحبه هایش گفت وقتی بچه بودم کار را برای مدتی کنار گذاشتم کاری که پدرم هرگز انجام نداد این بود که از من حمایت نکرد او همچنین یک خواهر و یک برادر به نام های جولیا خوزه و چابِلی دارد به اضافه دو برادر ناتنی دوقلو و دو خواهر ناتنی دوقلو پس از اون انریکو با پدرش به میامی میان به خاطر عملیات تروریستی که در زادگاهش در اون زمان به وقوع پیوسته بود او موسیقی را از سیزده سالگی شروع کرد و در سال نود و یک قدم به دنیای موسیقی گذاشت که تاکنون بیش از سی میلیون از نسخه های آلبوم هایش به فروش رفته و جالب این است که تنها هفت آلبوم بیرون داده انریکوبه چهار زبان انگلیسی و اسپانیایی
و ایتالیایی و پرتغالی تا حالا خوانده است که ترانه های اسپانیایی و انگلیسی او بیشتر مورد استقبال بوده، آلبوم کوآزاز دل آمور را در سه سال به تنهایی ضبط کرده و بدون اینکه خانواده اش بفهمند به بازار داده انریکو می گوید من هیچ وقت نمی خواستم اینو به خانواده ام بگم چون مورد تمسخر واقع می شد من برای اون خیلی احترام می گذاشتم و واقعا خواستارش بودم مثل زمانی که مثلا شما دارید شام می خورید و به پدرتان می گویید من می خواهم خلبان شوم و او هم در جواب می گوید حرف اضافی نزن و شامتو بخور من هیچ وقت نمی خواستم اینو بشنوم خواندگانی چون لایوئل ریچی در زمان جوانی روی او تاثیر گذاشته بودند پس از آن آلبوم ویویر را به بازار عرضه کرد که برنده ی جایزه ی گرمی شد او حتی موفقیت های دیگری را نیز تا سال نود و نه به چنگ آورد و ترانه ی بایلاموس او به صدر صد آهنگ برتر در سپتامبر در انگلستان رسید انریکو تا کنون صو و شانزده جایزه پلاتینیوم رکورد و دویست و بیست و هفت جایزه گولد (بهترین دستاوردهای هنری) را گرفته می توان گفت انریکو می خواهد رکورد پدرش را بزند پدرش دویست و پنجاه میلیون نسخه از آلبوم هایش را فروخته که انریکو در صدد است این رکورد را بزند انریکو هچنین در فیلم (روزی روزگاری در مکزیک) به کارگردانی رابردت رودیگوئز همراه بازیگرانی مانند آنتونیو باندراس و جانی دپ شرکت کرده انریکو اصلا
ساعت به دستش نمی بنده اما مشخص نیست که چرا در یک تبلیغ ساعت شرکت کرده و اونو به مشتش بسته همچنین انریکو آدم ولخرجی نیست و عادت به ولخرجی نداره و همیشه پول کمی در جیبش می گذاره اما معلوم نیست که وقتی با آنا بیرون میره چقدر پول همرا خودش می بره!؟ انریکو به کلاه آبی علاقه منده و بین کارتونها هم از باگز بانی و پینوکیو خوشش میاد همچنین بهترین هدیه کریسمسو سپری کردن اوقات با دوستانش می دونه و همه جور مجله ای هم می خونه ناگفته نمونه که انریکو با یک تنیسور روس به اسمه آنا ازدواج کرد، که البته آنا دیگه به دلیل مصدومیت تنیس بازی نمیکنه
موضوع: انريكو | لينک مستقيم | نويسنده: میلاد آقاجانی |(نظر بدهید.)
Milad Dead Sun!
![]()
اینجا داد و فریاد و از اینجور چیزا نداریم
ولی اگه دنبال آرامشی بیا جلو

اگه دنبال آهنگ های انریکو یی بیا!
موضوع: انريكو | لينک مستقيم | نويسنده: میلاد آقاجانی | نظرات 1
درباره وبلاگ

فهرست اصلي
نويسندگان
(9) میلاد آقاجانی
نوشته هاي پيشين
آرشيو موضوعي
پيوندهاي روزانه
صفحات
1
خبرنامه
نظر سنجي
آمار
powered by
IRANBLOG.COM